خرید بک لینک
دو هفته پیش پنجشنبه روزی انگشت بین انگشت بیتربیت و کوچک خود را گذاشتم لای در ماشین . حالا اینکه من از اولم میدانستم پژو ٤٠٥ با من یک مشکل شخصی دارد بحث دیگریست . این هم که دقیقا چطور همان یکدانه انگشت را خودم با اراده شخصی نابود کرده ام به خودم مربوط

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

قسم به کفش های گوشه سمت راست جاکفشی ، رفتن آدمها از هر نوع که باشد ،

میماند .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

میگفت شما دنیا نیومده سه هیچ از بقیه عقبید .
دخترید . مسلمونید . تو ایران زندگی میکنید .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

تنهایی رو واقعا چی معنی میکنی ؟

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

زن سالاری فقط اون موقع بود که یه بانویی ، قرمه سبزیش آبکی شد ، همونو گذاشت جلو شوهرش گفت بیا آبگوشت داریم . شوهر بدبخت گفت آب کدوم گوشت ؟ این همش سبزیه . به یه دستی به سیبیلاش کشید پشت چشمشو نازک کرد گفت فک کرده ما بزیم . گردن کج کردشو در خلاف جهت چش

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

به توافق رسیدیم نود و پنج سالی بود بی اعصاب و بی ثبات . یا مثه سگ بد ، یا عجیب خوب . البته سگ بد نیست . دلیل به کار بردنش بیشتر اون تاکید منفی ایه که این کلمه تو خودش داره . مثلا مثل سگ دروغ میگه . سگ اگر حرف هم میزد مطمئنا دروغ نمیگفت . ولی همونطور که میبینید هیچ کلمه ای با این شدت تاکید به ذهن شما هم نمیرسه .

منتهی این حرفا پیر شدن مارو عوض نمیکنه . همش بهانس . یک سال دیگم گذشت و ما حقیقت اینکه زمان مثل سگ برنمیگرده رو هنوز متوجه نمیشیم . میشیم ؟

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

+ سعی کن باهاش کنار بیای .

- سعی کن تو با اینطوری کنار اومدن من کنار بیای .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

همیشه از خوشبختی بقیه براشون تعریف میکرد . و با خوشحالی بدبختی های خودشون رو براش میگفت . متنفر بودن بچه هاش از کسی که باعث مشکلاتشون شده بود از خوشحال زندگی کردنشون براش مهم تر بود .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

این تهمت ها که طی سه پست پایین به نود و پنج زدیم دروغی بیش نبود . ته مونده نود و چهار لعنتی بود که تا همین اسفند نود و پنج هم دست از سرمون بر نداشت و برنخواهد داشت . میدونی دو جور اتفاق هست که آدم فاصله زمانیشون رو از امروزش نمیفهمه . یا خیلی خوب . یا خیلی بد .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

در پی عنوان باید بگم که ، همون چیزی که سی اسفند نود و پنج رو در ساعت سیزده و پنجاه و هشت دقیقه چهل ثانیه ، از ساعت سیزده و پنجاه و هشت دقیقه و سی و نه ثانیه متفاوت میکنه . حس شروع یه چیز جدید که یک ثانیه ، یک شماره ، یک قدم و یا حتی یک نفس بعدش ، از بین میره . مثل سی اسفند نود و پنج ساعت سیزده و پنجاه و هشت دقیقه و چهل و یک ثانیه . یا اصلا همین چهل و یکمین پست .


برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

یه روز بالاخره ازت متنفر میشم و متنفر میمونم . البته این چیزا اول سالی خوبی نیست .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

همونطور که خدا خر رو میشناخت که بهش شاخ نداد ، انسان رو میشناخت که بهش بال نداد . شما حساب کن موجود دوپایی که به این راحتی میره ، اگه بال داشت چیکار میکرد .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

شبیه پرتره ای که نمیدونی مشکلش چیه ، شبیهش بود .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

دور یعنی نزدیک های دست نیافتنی .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

من ترجیح میدم گلدون قشنگ شکسته مو بندازم دور و همیشه به این فکر کنم که من یه گلدون قشنگ داشتم که شکست .

تا اینکه یه گلدون وصله پینه جلو چشمم باشه که هر وقت نگاهش میکنم ترک های روش رو بیشتر از خودش ببینم ، چون هنوز خوب یادمه گلدون قشنگ من قبل از افتادنش ترک نداشت .

با همین منطق ، به نظرم به دست آوردن رابطه ، موقعیت و آدمی گه یه بار از دستش دادی ، حماقت محضه .

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

صفحه بندی